تاریخ امروزتیر 16, 1401

تأثیر قصه گویی والدین بر کودک

یکی از مهم‌ترین خاطراتی که هر یک از ما به عنوان والدین امروزی، در ذهن خود داریم، قصه گویی پدران و مخصوصاً مادران برای ما می‌باشد. خاطره‌ای که می‌توان گفت بنیان روحی، روانی و اخلاقی ما بر مبنای آن شکل گرفته است. والدین از طریق قصه گویی می‌توانند در اصلاح یک بد رفتاری در کودک، سهم قابل توجهی داشته باشند. با گفتن قصه می‌توان کودک را نصیحت کرد، از انجام یک کار نکوهیده و زشت نهی کرد و یا به انجام یک عمل خوب و شایسته تشویق کرد. ولی قصه و راوی آن نیز باید دارای شرایطی باشند تا این تأثیر گذاری به بهترین نحو صورت پذیرد. در این مقاله قصد داریم در خصوص این شرایط به صورت مختصر صحبت کنیم.

هدف از قصه گویی چیست؟

اهدافی که توسط والدین از قصه گویی دنبال می‌شود، متفاوت است. گاهی قصه گویی با هدفی دراز مدت صورت می‌گیرد، مانند گفتن قصه‌های تربیتی و اخلاقی. ولی گاه لازم است قصه گویی هدفی کوتاه مدت و آنی را دنبال کند، مانند ایجاد یک تغییر آنی در کودک؛ برای نمونه گاهی والدین قصد دارند کودک خود را برای مهمانی به گونه‌ای آرام کنند که با آرامش بیشتری در مهمانی حاضر شود. در این صورت والدین باید قصه‌ای تعریف کنند که او را به بازی‌های حرکتی و تخلیه کننده انرژی تحریک کرده و کودک برای مهمانی شب، دیگر میلی برای انجام بازی‌های پر سر و صدا نداشته باشد.

شرایط قصه‌های اخلاقی

والدین برای اصلاح رفتار کودک خود می‌توانند از اهرم قصه کمک بگیرند، ولی نکته بسیار مهم در قصه گویی توسط والدین آن است که نصیحت والدین در قالب قصه نباید به گونه‌ای باشد که کودک هدف از بیان قصه توسط والدین خود را بفهمد.

کودک در هنگام گفتن قصه توسط والدین، روح و جان و حواسش را در اختیار والدین خود قرار می‌دهد و با تمام وجود به قصه والدین گوش فرا می‌دهد؛ حال اگر والدین دارای کمی قوه خلاقیت و ذوق در نحوه بیان قصه باشند، می‌توانند قصه را به گونه‌ای طراحی نمایند که به بهترین شکل به اهداف تربیتی مد نظر خود دست پیدا کنند.

والدین می‌توانند در حین قصه گویی با پرسیدن سوالاتی از متن قصه، فکر و ذهن کودک را در جهت رسیدن به هدف نهایی قصه سوق دهند.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات رایج والدین در بیان قصه برای کودکان این است که برای گرفتن یک نتیجه تربیتی، محیط قصه گویی را به کلاس سخنرانی و درس اخلاق برای کودک تبدیل می‌کنند و با این کار، نه تنها اشتیاق کودک را برای همراهی آن‌ها در قصه گویی از بین می‌برند، بلکه موجب عدم رسیدن به اهداف تربیتی مد نظر نیز خواهند شد. کودکان عاشق قصه‌های داستانی محض می‌باشند و والدین هم باید از این فرصت به بهترین شکل ممکن در جهت ارائه نکات اخلاقی به کودک استفاده کنند.

والدین باید قصه را با احساس بخوانند

یکی از شرایط تأثیر گذاری قصه برای کودک، با احساس بیان کردن آن می‌باشد. چنان چه والدین تنها قصه را به عنوان رفع تکلیف و بدون هیچ گونه احساسی به طور روزنامه وار بخوانند، کودک هیچ گونه بهره‌ای از قصه و مفاهیم اخلاقی آن نمی‌برد و حتی ممکن است زمینه خستگی و احساس تنفر او از قصه نیز فراهم شود.

والدین می‌توانند با تغییر صدای خود به جای شخصیت‌های اصلی داستان و کمک گرفتن از کودک برای بازی در یک نقش به قصه جان داده و کودک را نیز وارد محیط قصه کنند. این کار همچنین موجب رشد قوه خلاقیت در کودک می‌شود و موجب می‌شود، قصه تأثیر مد نظر در فراگیری مفاهیم اخلاقی را در کودک داشته باشد.

قصه باید باعث ارتقاء شخصیت کودک شود

والدین باید در گفتن قصه به کودک خود به گونه‌ای برخورد نمایندکه موجب ارتقاء شخصیت کودک شوند. در برخی از قصه‌ها والدین می‌توانند به جای شخصیت اصلی داستان از نام کودک خود استفاده کنند، البته به شرطی که قهرمان داستان دارای ارزشهای اخلاقی مثبت باشد.

این کار باعث می‌شود کودک با احساس بهتری ادامه داستان را دنبال کند. یکی دیگر از کارهای والدین در قصه گویی آن است که کودک خود را در محیط قصه با صحنه‌هایی مواجه کنند که او در محیط واقعی از مواجه شدن با آن صحنه‌ها احساس وحشت می‌کند.

در ادامه داستان والدین باید کودک خود را از صحنه‌های وحشت آور، پیروز خارج کنند. برای مثال چنان چه کودکی از امتحان ریاضی وحشت دارد، والدین می‌توانند با بیان کردن این قصه با این انتها که ((… و محمد با تلاشی که کرده بود، توانست در امتحان ریاضی پایان سال با نمره خوبی قبول شود.)) زمینه بالا رفتن اعتماد به نفس کودک خود را در مواجه شدن با امتحان ریاضی فراهم نماید.

البته نکته‌ای که والدین حتماً باید به آن توجه کنند آن است که نباید در بیان این قصه‌ها از موضوعات خیالی استفاده کنند. برای مثال چنان چه در مثال قبل والدین از موجودات خیالی مانند غول چراغ جادو استفاده کنند ((… و محمد توانست با کمک غول چراغ جادو در امتحان ریاضیات پایان سال با نمره خوبی قبول شود.)) می‌تواند این موضوع را در ذهن کودک تداعی کند که او به خودی خود توانایی کسب نمره خوب در امتحان ریاضی را ندارد و تنها با کمک عوامل خیالی کسب چنین موفقیتی برای او ممکن می‌باشد.

در پایان امیدواریم از قصه به عنوان یک اهرم مؤثر تربیتی در فرایند آموزش و اصلاح رفتاری کودکان استفاده بیشتری شود.

 

منبع:

طبری، ربابه، 1396. دایره المعارف تربیت کودکان، انتشارات نظری

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *