تاریخ امروزمرداد 25, 1401

نقش خانواده در رشد اجتماعی کودک

رشد اجتماعی کودک به چه معنا می‌باشد؟ منظور از رشد اجتماعی کودک آن است که افراد بتوانند به راحتی با سایرین ارتباط برقرار نمایند و رشد و نمو لازم را برای زندگی اجتماعی به دست آورند.

شخصیت هیچ کودکی در هنگام به دنیا آمدن بعد اجتماعی ندارد، بلکه رفتار و سازگاری اجتماعی خود را در تماس با محیط اجتماعی کسب می‌کند. بر مبنای تحقیقات به عمل آمده توسط روان شناسان، تجاربی که معمولاً کودک در سال‌های ابتدایی زندگی در محیط خانواده کسب می‌کند، زیربنای استحکام شخصیت و رفتارهای بعدی او را رقم خواهد زد.

اساساً خانواده در شکل گیری اندیشه‌ها، گرایش‌ها، تمایلات و عادات اجتماعی کودک نقش اساسی ایفا می‌کند. برای این که رشد و تکامل اجتماعی کودک به طور طبیعی و کامل صورت گیرد، بایست شرایط خاصی در محیط خانواده حاکم باشد. در ادامه به بررسی این شرایط به طور اجمالی خواهیم پرداخت:

1- کودک در محیط خانواده باید احساس امنیت کند. او باید اطمینان یابد که همواره مورد توجه و محبت سایرین می‌باشد. هنگامی که کودک در محیط خانواده مورد مهر و محبت والدین قرار می‌گیرد، روابط اجتماعی او به طور قابل ملاحظه‌ای تقویت می‌گردد، ولی چنان چه محیط خانه برای کودک همراه با ترس و اضطراب باشد، کودک دچار ترس و ناامیدی شده و احساس حقارت و تنفر می‌نماید. این چنین است که کودک کینه توز و بدبین شده و در ارتباطات اجتماعی آتی خود دچار ضعف و شکست می‌گردد.

2-یکی از توانمندی‌های کودک که در محیط خانواده تأثیر بسیار زیادی بر رشد اجتماعی او دارد، پرورش استعدادها و توانایی‌های او می‌باشد. این وظیفه بر عهده والدین کودک می‌باشد. آن‌ها می‌توانند با بهره گیری از ابزارهای گوناگون همچون بازی، شرکت در تجارب اعضای خانواده و سایر امکانات مشابه، امکان ارتقای مهارت‌های اجتماعی کودک خود را فراهم نمایند. همچنین آن‌ها می‌توانند با تشویق نمودن کودک خود و غنی سازی محیط فرهنگی خانواده، نقش اساسی در این خصوص ایفا کنند.

3- یکی از مواردی که باید حتماً از سوی خانواده‌ها مورد توجه ویژه قرار گیرد، آن است که خانواده نباید کودک را به خاطر عدم توانایی در انجام برخی از کارها مورد سرزنش قرار دهد، زیرا این رفتار موجب می‌شود، کودک میزان لیاقت و توانمندی خود را کوچک دیده و در ادامه مسیر زندگی خود دچارنوعی تردید در انجام فعالیت‌های محوله گردد. در نتیجه کودک احساس حقارت می‌کند و به طور کلی از خود مأیوس می‌شود.

4- والدین به منظور ارتقای مهارت‌های اجتماعی کودک نباید به کارهای او به چشم حقارت نگاه کنند، زیرا کودک در سال‌های اولیه زندگی، تمایل بسیار زیادی به ابراز وجود دارد تا به این وسیله توجه والدین و سایر اطرافیان را به سوی خودش جلب نماید.

5- خانواده نخستین مرکز یادگیری کودک محسوب می‌شود، زیرا کودک بسیاری از رفتارهای اجتماعی خود را برای نخستین بار از محیط خانواده فرا می‌گیرد. از جمله این رفتارها می‌توان احترام به حقوق دیگران، داشتن خصایل نیکو یا نکوهیده و سازگاری با محیط خانواده را نام برد. همچنین پایه و اساس بسیاری از باورهای کودک در کانون خانواده پی ریزی می‌شود.
کودک فرا می‌گیرد که نسبت به ارزش‌ها و اعتقادات خانواده تعصب داشته باشد یا به عکس احساس بی تفاوتی نماید.

6- یکی از روحیات بسیار مؤثر در نهاد کودک، ارتقای روحیه استقلال طلبی و اعتماد به نفس می‌باشد. این روحیه هنگامی در کودک شکل می‌گیرد که او بتواند آن چه را در توان دارد آزادانه و بدون هیچ گونه واهمه‌ای انجام دهد. حال چنان چه والدین و یا سایر اطرافیان کودک انتظاراتی بی جا و یا بیش از توانایی کودک از او داشته باشند و یا اجازه فعالیت، تجربه اندوزی، جست و جو و کنجکاوی در محیط اطراف را به او ندهند، عملاً کودک اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد. در نتیجه والدین باید به گونه‌ای رفتار کنند که کودکانشان همواره به وجود خود افتخار کنند.

7- یکی از نکات بسیار مهم در روند رشد اجتماعی کودک، نحوه رفتار والدین با یکدیگر در محیط خانواده می‌باشد. اگر والدین مدام با یکدیگر مشاجره و بگو مگو کرده و از موضوعاتی همچون طلاق صحبت کنند، روند رشد اجتماعی کودک بی شک با اخلال مواجه خواهد شد. در این شرایط است که کودک دچار اضطراب و دلهره شده و همواره نگران این موضوع است که مبادا میان پدر و مادرش درگیری رخ دهد. آثار روانی این موضوع بر روح و روان کودک نیز بسیار تأثیر گذار خواهد بود. پر واضح است که این کودکان در زندگی بزرگ سالی خود و پس از ازدواج، با درصد بالایی، احتمال پیروی از رفتار والدین خود را خواهند داشت. در نتیجه این موضوع موجب اخلال در روند شکل گیری رشد اجتماعی کودک خواهد شد.

8- هنگامی که والدین مسئولیت‌های بیش از توان کودک را بر عهده او می‌گذارند، این اقدام نه تنها کودک را در آینده به زن و یا مردی قدرتمند مبدل نخواهد کرد، بلکه موجب می‌شود که او به موجودی در هم شکسته و مأیوس تبدیل شود و روند تکامل رشد اجتماعی او نیز با اخلال مواجه گردد. نکته‌ای که باید به صورت بسیار دقیق از سوی والدین مورد توجه قرار گیرد.

9- برابر تحقیقات به عمل آمده توسط روان شناسان حوزه کودک، میزان رشد اجتماعی کودک باید حتماً با میزان توانایی او متناسب باشد. این توانایی در کودکان مختلف متفاوت می‌باشد. لازم نیست دو کودک هم سن و سال دارای توانایی‌های همانند یکدیگر باشند، موضوعی که متاسفانه اغلب والدین به آن بی توجهی می‌کنند. از دیدگاه آن‌ها سن شناسنامه‌ای کودک به عنوان تنها ملاک ارزیابی میزان توانمندی‌های کودک محسوب می‌شود، در حالی که شرایط روحی، عاطفی و اجتماعی تأثیر بسزایی در ایجاد توانایی کودک دارد.

10- کودک آداب معاشرت را ابتدا از والدین و از طریق مشاهده رفتار و کردار آن‌ها فرا می‌گیرد و این امر موجب شکل گیری مهارت‌های اجتماعی او در آینده می‌شود. هنگامی که کودک ملاحظه می‌کند که اطرافیان او به جای عمل کردن، تنها به صحبت اکتفا می‌کنند و یا برای رسیدن به اهداف خود به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوند، کودک نیز این رفتارها را از والدین الگو برداری کرده و در ادامه مسیر زندگی، خود نیز به همین گونه رفتار، متمایل خواهد شد. پس والدین چنان چه تمایل دارند کودک آن‌ها دارای رشد اجتماعی متوازنی در رفتار و کردار خود گردد، باید در گفتار و عمل خود، قاطع و صادق باشند و به راحتی تصمیم بگیرند و به تزلزل روحی و عدم تصمیم گیری و انحراف در گفتار و عمل دچار نشوند.

 

منبع:

طبری، ربابه، 1396. دایره المعارف تربیت کودکان، انتشارات نظری

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *